تبلیغات
خاطرات یك پزشك عمومی - موتورسیكلت
خاطرات یك پزشك عمومی
بیایید قدریكدیگر بدانیم
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391

موتورسیكلت

سه شنبه 12 اردیبهشت 1391

نوع مطلب :
نویسنده :شكوفه نصر

دیروز یادیك خاطره ازدوران دانشجویی افتادم یادمه انترن جراحی بودم یك شب دراورژانس یك پسری رااوردند كه موتورسیكلت سواربوده داشته بادوستش چرخ می زده وتریپ به قول دوستش كه جلویش یك ماشین سبز می شود كه داشته از درخانه اش بیرون می امده اقاماشین راندیده وبه قول دوستش مثل كبرا11 پریده هوا ودوسه تا معلق زده وصاف رفته باسر توی جوی اب انقدرباهیجان تعریف می كرد انگار ازنزدیك شاهد یك صحنه از فیلمهای راكی بوده خلاصه مجروح در سرش ناحیه پیشانی یك شكاف 10سانتی عمیق ایجادشده بود چیز یكه قبلا فك تحتانی وی بود دیگر نبود به جای ان یك تكه استخوان اویزان وچیزهایی كه انگار زبان ودندانهایش بودند ولی هوشیاری 15 از 15 خلاصه من شدم مسئول بیمار كه باید بستری می كردم شرح حال می گرفتم وخلاصه باوی CT ورادیولوژی هم می رفتم كارهایش راكردیم كم كم داشت پسر حالش روبه وخامت میرفت به مرحله كاهش سطح هوشیاری كه دكتر فرید جراح مغز امد وازمن خواست توشه مغزبكنم تااین راگفت ترسیدم باخودم گفتم یعنی چه ازمن می خواهد دستم رابكنم داخل مغزیارو به من گفت دوتادستكش دستم كنم ومن بالرز دستم كردم وامدم ودستم راگرفت وازراه شكاف 10سانتی وارد مغز مجروح كرد دلم داشت یك جوری می شد وازمن خواست بگویم چه احساس می كنم من اولش فقط داشت حالم به هم می خورد دستم به یك چیز نرم برخوردكرد كه زیر دستم لیز می خورد كه بعدفهمیدم مغز جناب بوده البته لایه رویی مغز خلاصه دكتركه دید من حالم داره بدمی شه خودش دستش راكردداخل وتوضیح دادبعدبه من گفت همین رااحساس كردی ومن گفتم بله ولی حس وحشتناكی بود دكترگفت سریع باید برود اتاق عمل وشانس اورده كه لایه محافظ مغزپاره نشده خلاصه ازمن خواست بروم اتاق عمل كه پزشك ارشد اورژانس فرمودندنه به خانم دكتردراورژانس بیشتر نیاز داریم هفته بعدبرای یك كاری رفتم ای سی یو درانجاپسرخوابیده بود بافك چفت شده باسیم وپیشانی اش رابسته بودند فك وی راباسیم بسته بودند وبیهوش بود بعداز 2وماه نیم یكبار دراورژانس كسی رادیدم كه اشنا بود پسر مجروح بودبادوستش وگفت خانم دكترمن رایادتان هست البته فك وی هنوز با چفتهایی بسته بود ودوستش اظهاراشنایی كرد ولی سرحال روی پاراه می رفت وقیافه اش وحشتناك شده بود طفلی .گفتم دیگه سوارموتورنشید وپسره دوستش گفت نه تازه قراره تمرین كنیم باهم كه اگردفعه بعد اینجوری شد بتوانیم درست معلق بزنیم من رامی بینید بادهان باز




Can Pilates make you look taller?
شنبه 18 شهریور 1396 10:01 ب.ظ
I think everything said made a bunch of
sense. But, think about this, suppose you composed a catchier title?

I mean, I don't want to tell you how to run your website, however what if you added something to maybe grab a person's attention?
I mean خاطرات یك پزشك عمومی - موتورسیكلت is kinda plain.
You might glance at Yahoo's front page and see how they write post headlines to grab people interested.

You might add a video or a picture or two to get readers excited about
everything've got to say. Just my opinion,
it would make your posts a little livelier.
http://pastyclucas.soup.io
شنبه 14 مرداد 1396 03:14 ب.ظ
Hello there, just became alert to your blog through
Google, and found that it is truly informative.
I am going to watch out for brussels. I will appreciate if
you continue this in future. Many people will be benefited from your writing.

Cheers!
حسین
سه شنبه 26 اردیبهشت 1391 09:03 ق.ظ
فیلمهای راكی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر